|
سخنان
شهید شیخ احمد کافی (ره) :
اولين سفينه فضايى
بود
كه بر كره ماه نشست0 سه پسر بچه سى و چهار
ساله
آمريكايى مسيحى، سوار بر سفينه از مدار
زمين
خارج و به مدار ماه وارد شدند0 آنها مرتبا
به
زمين پيام مى فرستادند كه ما در چه حاليم،كی
خوابيده، كه بيدار شده، چه خورديم، چقدر
خورديم،
فضا چگونه و هوا چگونه است0 پس از چندى
با
پيش بينى دقيقى كه بشر كرده بود - كه كار
مغزش
بود كه آن را هم خداوند به او داده است -
سفينه
بر سطح كره ماه نشست0 ساعت 05/12(دوازده و پنج دقيقه ) زمان پيش بينى
شده براى باز
كردن درب سفينه بود0 همه گوشها آماده بودند
تا
اين خبر مهم و جالب را بشنوند كه حالا كه
بشر
به كره ماه رسيده چه مى كند0 سفينه نشست0در
سفينه باز شد0 نردبان چهار پله اى را بيرون
گذاشتند0
يك سر نردبان به بدنه سفينه و سر ديگر
آن
روى سنگلاخ سطح كره ماه گذاشته مى شود0اولين
نفر با لباسهاى مخصوص پايش را گذاشت روى
پله
اول، پله دوم، سوم، چهارم، الان است كه پايش
را روى سطح كره ماه بگذارد و با زمين
مخابره
كند چرا كه قبلا از سفينه پيام فرستاده
بود
كه وقتى به سطح كره ماه برسد براى زمينيها
حرفى
دارد كه ميخواهد از آنجا بگويد0 پس از كمى
انتظار
بالاخره جوان آمريكايى پايش را روى سنگلاخ
سطح كره ماه يعنى در آن فضاى بدون هوا
گذاشت0
او بايد خيلى در حفظ تعادلش بكوشد كه
اگر
بر سطح ماه بيفتد به اين زوديها نمى تواند
بلند
شود0 بخاطر تمرينهاى قبلى او توانست كه
خيلى
آرام پايش را بر سطح ماه بگذارد و تعادل
خود
را هم حفظ كند0 آنوقت بود كه صداى پسر به
گفتن
اين جمله بلند شد كه : " اى بشر ! از سطح
كره
ماه با تو سخن ميگويم 0 بعد از اين مسافرت
دور
و دراز فضايى به اين نتيجه رسيده ام كه اين
عالم
خدا دارد " 0 او بعد از سى و چهار سال
زندگى
و سالها زحمت كشيدن براى آموختن فضا
نوردى
به كره ماه رفته و اسمش در تاريخ ثبت شده
است0
تازه بعد از اين همه دانش اندوزى و مسافرت
به
ماه مى گويد " خدا "، آن وقت شما جوانها كه
هنوز
نمى دانيد " الف "، گرد است يا دراز و از
دروازه
تهران و مسگر آباد بيرون نرفته ايد، مى
گوييد
خدا چيست و كجاست ؟ |