|
سخنان
شهید شیخ احمد کافی (ره) :
در بازار نجف
حمالى بود بنام حسنعلى0
پيرمردى بود كه دست پيش كسى دراز نميكرد
و داراى قناعت طبع بود0 روزى در همان حال
كه او با دو زنبيل خرما به دوشش در بازار هويش
بود ، زن عربى هم در همانجا به پشت بام منزلش
رفته بود تا لباسهاى شسته شده را روى طناب
پهن كند0 ناگهان بچه آن زن كه در آغوش مادرش
بود، جستى زد و از همان بالاى پشت بام پرت
شد0 مادر هم سراسيمه فرياد كشيد : " آى مردم
! بچه ام "0 حسنعلى حمال اين صدا را شنيد، سرش
را بلند كرد، بچه را در بين زمين و آسمان ديد
و فورى گفت يا الله0 يك دفعه مردم ديدند كه قدرت
جاذبه معنوى و الهى بچه را جذب كرد و بين زمين
و آسمان همانطور معلق نگه داشت0 حمال جلو آمد،
بچه را پايين آورد و روى زمين گذاشت 0 مردمى
كه شاهد ماجرا بودند، دورش را گرفتن و گفتند
: عيسايى ؟ ! موسايى ؟ ! كه هستى ؟ گفت :حسنعلى
حمالم0 گفتند : بگو بدانيم كه چطور توانستى
اين بچه را نگه دارى ؟ گفت : هفتاد سال است
كه هرچه خدا گفته است
، انجام داده ام0 يك مرتبه
هم من گفتم " يا الله ! " و او انجام داد
0
|