" توبه بهلول نباش "

سخنان شهید شیخ احمد کافی (ره) : جوانى به نام بهلول به نزد رسول اكرم صلى ا000 عليه و آله و سلم آمد و عرض‏ كرد : يا رسول ا000 ! من مدتهاست كه به نبش قبر و كفن دزدى مشغولم‏0 آيا اگر توبه كنم ، توبه ام‏ قبول مى شود ؟  انسان اگر نگاهش به مرده بيفتد ، ياد مرگ ميكند اما آن جوان آن قدر پست شده بود كه كفن مى دزديد و از اين كارش به راحتى نان هم‏ مى خورد - اين ماجرا را براى آن نقل مى كنم كه‏ جوانها اگر گناههاى زياد هم مرتكب شدند ، مايوس‏ نشوند و توبه كنند -0 حضرت فرمود : توبه كن ، خدا از تو مى گذرد0 جوان عرض كرد : آقا ! گناه‏ ديگرى هم كرده ام و آن اينكه در همسايگى ما دختر جوانى زندگى مى كرد كه خيلى زيبا بود ، وقتى كه اين دختر مُرد و دفنش كردند ، نيمه هاى‏ شب براى نبش قبر او و دزديدن كفنش به قبرستان‏ رفتم‏0 وقتى كفن دختر را از تنش درآوردم ، نور ماه به اندام آن دختر افتاد ، شيطان مرا وسوسه‏ كرد و - نستجير بالله العلى العظيم - با جنازه‏ آن دختر مقاربت كردم‏0 تا اين را گفت ، پيغمبرى‏ كه به همه مى گفت " بيا " اين بار گفت : گمشو ، برو كه مى ترسم صاعقه اى بيايد و مرا هم همراه‏ تو بسوزاند0 بهلول نباش بلند شد و رفت اما در خلوت نشست ، فكرى كرد و با خود گفت : پيغمبر بخشنده تر است يا خدا ؟ البته كه خدا0 پيغمبر گفت " برو " خدا كه نگفته است‏0 من آنقدر در خانه اش را مى زنم تا بگويد " بيا "0 پس از اين‏ به كوههاى مدينه رفت ، لباسهايش را از تنش‏ بيرون آورد و آنگاه با همان بدن برهنه ، به‏ غلتيدن روى آن سنگهاى داغ پرداخت‏0 در همانحال‏ هم به خود مى گفت : اى نفس ! تو كه آن شب آنطور لذت بردى ، امروز هم اينگونه بسوز تا بفهمى كه‏ از آتش جهنم چه خواهى كشيد0 چهل روز را به همين‏ ترتيب گذراند تا بالاخره در روز چهل و يكم‏ جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت : پروردگارت‏ ميفرمايد كه بهلول نباش بنده تو بود يا بنده ما ؟ : بنده تو - : بهلول نباش روزى تو را مى‏ خورد يا روزى ما را ؟ - : روزى تو را - :بهلول نباش نافرمانى تو را كرده بود يا نافرمانى ما را ؟ - : نافرمانى تو را 0 آنگاه‏ جبرئيل از قول خداوند گفت : پس چرا بنده ما را نا اميد كردى ؟ چرا گفتى " برو " ؟ كجا برود ؟ او كه جاى ديگرى ندارد0 هر چه زودتر برو بالاى‏ كوه و او را با خودت بياور0 او آنجا خودش را كباب كرده است‏0 پيغمبر هم پيش او رفت و صدا زد : بهلول ! تو را بشارت ميدهم كه خدا توبه ات را پذيرفت‏0

مجموعه سخنرانی
سخنرانی مکتوب

معرفی کتاب

زندگی نامه
تصاویر

درباره ما

ارتباط با ما

 

 

صفحه اصلی